مالزی نشین 2 !
اینجا زندگی نوشتِ من است... 
لینکدونی

بوی بعضی غذاها، من رو بدجور یاد ماه رمضون میندازه. ماه رمضونای 10-15 سال پیش که کوچیک بودم و ماه رمضون یه حال و هوای دیگه داشت...

یادش بخیر اون موقعا که ماه رمضون توی زمستون بود و مامان سحری رو شب میذاشت روی بخاری و تا سحر بوی غذا توی خونه پخش بود...

همیشه اولین سحر ماه رمضون رو یا سبزی پلو (عموماً باقله پلو) با گوشت داشتیم یا عدس پلو با مرغ...

وای یادش بخیر...

این روزا، گاهی وقتا که صبحا دارم برا مسترنیک ناهار درست میکنم که ببره، اون سکوت و خلوت اول صبح و بوی غذایی که توی خونه می پیچه، من رو بدجور دلتنگِ صداقتِ اون روزا میکنه... دلتنگِ ماه رمضونایی که با ربنای شجریان و اذون موذن زاده برام افطار میشد...

[ چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠ ]
دربارهء من

شیرازی ام و 27 سالمه! 7ساله متاهلم و حدود 4 ساله که با همسرم برا ادامه تحصیل به مالزی اومدیم. از سال 82 وبلاگ مینویسم ولی بنا به دلایلی از سال 90 کوچ کردم اینجا... کلاً به نظرم زندگی اونقد جدیت داره که نیازی نباشه توی این دنیای مجازی هم این قد جدی باشم. زندگیم رو راحت میگیرم و ساده نیگاش میکنم و با زبون خودمونی و راحت ازش میگم. ثبت میکنم روزا و اتفاقام رو برا خودم، برا نوادگانم، برا دوستام... شاید از اشتباهات من پند گرفتن و اشتباه نکردن، و یا شاید از شیوه های من استفاده کردن و آسون گرفتن.
>> من در فیس بوک
موضوعات وب
RSS Feed