بوی بعضی غذاها، من رو بدجور یاد ماه رمضون میندازه. ماه رمضونای 10-15 سال پیش که کوچیک بودم و ماه رمضون یه حال و هوای دیگه داشت...
یادش بخیر اون موقعا که ماه رمضون توی زمستون بود و مامان سحری رو شب میذاشت روی بخاری و تا سحر بوی غذا توی خونه پخش بود...
همیشه اولین سحر ماه رمضون رو یا سبزی پلو (عموماً باقله پلو) با گوشت داشتیم یا عدس پلو با مرغ...
وای یادش بخیر...
این روزا، گاهی وقتا که صبحا دارم برا مسترنیک ناهار درست میکنم که ببره، اون سکوت و خلوت اول صبح و بوی غذایی که توی خونه می پیچه، من رو بدجور دلتنگِ صداقتِ اون روزا میکنه... دلتنگِ ماه رمضونایی که با ربنای شجریان و اذون موذن زاده برام افطار میشد...